الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

34

الغدير ( فارسى )

كأنّ سنان ذابله ضمير * فليس من القلوب له ذهاب و صارمه كبيعته بخمّ * مقاصدها من الخلق الرقاب « 1 » ياقوت حموى و يافعى داستان فوق را ذكر كرده‌اند « 2 » و صاحب نسمة السحر با جزم به اين نسبت ، شعر را آورده و گفته است : هركس آن را به عمرو عاص بسته ، مرتكب رسواترين اشتباه شده است . اينان چكيدهء شعر و ادبند و نظرشان در اين گونه موارد حجت است . پس نسبت اين شعر به عمرو عاص ، چنان كه در بسيارى از كتب ادبى ، مانند كتاب الاكليل ، تأليف ابو محمد ، حسن بن احمد همدانى يمنى و تحفة الاحباء من مناقب آل العباء ، تأليف جلال الدين شيرازى آمده ، مورد اعتماد نشايد بود . اين دو نويسنده گويند : روزى معاويه به نديمانش گفت : هركس دربارهء على شعرى بگويد ، اين بدرهء « 3 » زر را به دو خواهم داد ، عمرو عاص اين اشعار را به طمع بدرهء زر گفت . و نيز نسبت اشعار به ابن فارض ، چنان كه در بعضى معاجم آمده ، صحيح نيست ، چه ابن خلكان و حموى هردو معاصر ابن فارض هستند و اگر قصيده از او بود ، قطعا بر آن دو مخفى نمىماند ، افزون بر اينكه اين قصيده پيش از ابن فارض دست‌به‌دست مىگشته است . آنچه به گمان مىرسد ، اين است كه جمعى از قصيده‌سرايان در ستايش على ، امير المؤمنين با همين وزن و قافيه ، مدايحى سروده‌اند كه در ميان مردم منتشر شده است و گاه اتفاق مىافتد كه چند بيت از قصيده‌اى در قصيدهء ديگر مندرج مىشود ، چنان كه برخى از ابيات ناشى در مناقب ابن شهر آشوب ، ضمن شعر سوسى جا گرفته است و ابياتى از ابن حماد در خلال قطعات عونى ديده مىشود و نيز ابياتى از

--> ( 1 ) . در چاپ شش جلدى تاريخ ابن خلكان ، تحقيق محمد محى الدين عبد الحميد : 2 / 52 ، بيت دوم را چنين تحريف كرده‌اند : و صارمه لبغتته كنجم * مقاصدها من الخلق الرقاب گويا از ذكر غدير خم و اشاعهء آن بيمناكند . ( م ) ( 2 ) . ر ك : معجم الادباء : 5 / 235 ؛ مرآت الجنان : 2 / 335 . ( 3 ) . ده هزار درهم يا هميانى كه حاوى اين مبلغ باشد . ( و )